روایتی دخترانه از دفاع مقدس

08 آذر 1398
نویسنده:  

شاید نام کتاب (دا) را شنیده باشید . کتابی است درباره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی خاطرات سیده زهرا حسینی در زمان جنگ و محاصره‌ی خرمشهر و در حدود 70 بار تجدید چاپ شده است و به چندین زبان زنده دنیا ترجمه شده است از جمله انگلیسی ، اردو ، ترکی استانبولی.

 

کلمه ی ( دا ) همان دایه یا دالکه یا مادر به زبان کردی است که مخفف آن می‌شود (دا)... مانند دا صغری_  (دا) غنچه.

این کتاب را سیده زهرا حسینی یکی از دختران شجاع خرمشهر به مادرش تقدیم کرده است که در خانواده اش در اصل از کردهای دهلران استان ایلام هستند اما زهرا ،بزرگ شده‌ی خرمشهر است. و در خانوده ای مستضعف و پر جمعیت به دنیا آمده است. با حمله‌ی ناجوانمردانه‌ی عراق و کشتار مردم بی‌‌دفاع در روزهای آغازین جنگ ،گردباد حوادث ،زهرای هفده ساله را به مرده شور خانه ای درگورستان جنت آباد خرمشهر می‌کشاند. او به کمک مرده شورها  می‌رود و کار کردن با آنها و دیدن جنازه‌ی زنان و دختران و کودکانی که تکه تکه شده‌اند از وی انسان دیگری می‌سازد.  گاهی به خاطر انبوه اجساد شهدا ، شستشو یا کفن و دفن آنها بدست نمی‌آمد. اجساد در بیرون مرده شور خانه انباشته می‌شوند. زهرا شب‌ها در مرده‌شور خانه می‌خوابد و مجبور می‌شود  در برابر حمله سگ‌ها با سنگ و چوب ،از اجساد دفاع کند. چند روز بعد پدرش که جزء مدافعان شهر ،بوده شهید می‌شود و زهرا با دستان خود و به کمک چند نفر دیگر او را به خاک می‌سپارد . مقداری از خاطرات سیده زهرا حسینی ،به صورت منظم و مقداری هم به صورت موضوعی، تدوین و حاشیه‌هایی به آن اضافه شده تا کتاب حالت رمان پیدا کند. با توجه به سن خانم حسینی در زمان جنگ و اینکه ایشان تا کلاس پنجم ابتدایی سواد داشته اند خواننده ،خود می‌تواند حاشیه ها را تشخیص دهد. از طرفی استارت شروع و حرکت مطالب به  سمت جلو و اوج گرفتن آنها بسیار کند و سنگین است. و هنگامی که در مسیر می‌افتد دچار تکرار و کلیشه می‌شود و می‌خواهد با استفاده از ابزاری از اسم بعضی افراد برمطالب خود صحه گذارند. در صورتی که سادگی وی و ایمان  او به خدا و شجاعت و اعتماد به نفسی که در زهرا به وجود آمده،کتاب را جذاب می‌کند .  ( دا ) تکه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی ‌کوچکی از جنایاتی است که در زمان جنگ بر سر ایران و ایرانی آمده م متاستفانه بعد از 20 سال هنوز این جنایات کالبد شکافی نشده است و بسیاری از مردم ایران و جهان از آن بی خبرند.

 

 

بریده‌ای از کتاب 

تصویر روبرو شدن سیده زهرا با جنازه پدرشهیدش از زیباترین تصاویر کتاب (دا) است.او که در این چند روز حمله‌ی عراق به خرمشهر و اشغال آن ، به غسالخانه‌ی خرمشهر رفته و جنازه های شهیدان زیادی را غسل داده و کفن و دفن کرده ، حالا قرار است پدرش را غسل دهد ، کفن کند و به خاک بسپارد . اما قبل از اینها می‌خواهد با او خلوت کند .  ( دا ) ، لیلا ، زینب و منصور ، پشت در منتظر زهرایند تا از کنار جنازه‌ی بابا بیاید .  بابای مهربانی که حالا دیگر نیست .

(( نمی‌توانستم از پیش بابا بروم . نمی‌توانستم از او  دل بکنم . چهارزانو نشسته ، روی سینه اش خم شده بودند . سینه اش ، گلویش ، صورتش و پیشانی اش را می‌بوسیدم . به موهایش دست می‌کشیدم .

لطافت و نرمی موهایش را زیر دستهایم حس می‌کردم .قشنگی تنها چشمش مبهوتم کرده بود . برق عجیبی داشت،انگار از شادی برق می‌زد . رنگ پوست و حالتش اصلاً شبیه هیچ کدام از میت ها و شهدایی نبود که این چند روز دیده بودم . هیچ سردی در بدنش حس نمی کردم ، پوست بدنش طراوت و قرمزی خودش را داشت . انگار بابا خوابیده بود . خیلی قشنگ تر از قبل شهادتش شده بود . حتی چروکهای دور چشم و پیشانی اش هم از بین رفته بود . نورانیت چهره اش آنقدر زیاد بود که وقتی کفن را باز کردم تا چند لحظه جرئت نکردم به صورتش دست بزنم  . دوباره که صدای در زدن آمد ، مجبور شدم کفن را ببندم . خیلی سخت بود . باز کردنش سخت بود ولی بستنش سخت تر . آخرین دیدار ، آخرین لمس کردن ها ، آخرین بوییدن ها ... به خدا گفتم : خدایا چه کنم ؟ تو کمکم کن . چطور از بابا دل بکنم ؟ ...  ))

 انقلاب اسلامی و دفاع مقدس به مثابه گنجینه ای تمام نشدنی و ظرفیتی گسترده برای فرهنگ و ادب کشور تلقی می‌شوند که همچنان که مقام معظم رهبری نیز با ره تاکید کرده اند باید از آنها برای نشر و گسترش فرهنگ و ارزشهای دینی و انقلاب اسلامی در جامعه و جهان ، حداکثر استفاده را کرد . کتاب ( دا ) را می‌توان بهترین نمونه در این راستا بشمار آورد که در واقع امروزه به مثابه یک نقطه عطف در تاریخ نشر کشور شناخته شده است و کارکرد دارد . این کتاب ، از روزهای آغازین جمگ تحمیلی در دو شهر بصره و خرمشهر است و سالهای محاصره‌ی خرمشهر توسط نیروهای عراقی ، محور مرکزی کتاب را تشکیل می دهد .  سیده زهرا حسینی در آن زمان دختر هفده ساله ای بوده و گوشه ای از تاریخ جنگ را بازگو می کند که غالباً به اشغال و فتح خرمشهر مربوط می شود . او خاطرات خود را از روزهای  آغاز مقاومت و روزهای پس از آن را با جزئی ترین موارد روایت می کند تا آنجا که اینگونه جزئی نگری به بیان لحظه به لحظه‌ی وقایع ، باعث شده است تا بسیاری آن را رمان بنامند . حال آنکه این کتاب سراسر مبتنی بر رویدادهای واقعی و خاطرات حقیقی سیده زهرا حسینی از آن روزهاست. اهمیت این کتاب شاید در این باشد که وقایع جنگ ما ، برای اولین بار از زاویه دید یک دختر نوجوان روایت شده است ، خاطراتی که راوی حدود بیست سال ، آنها را درون سینه‌ی خود همچون یک راز حفظ کرده و حرفی از آنها نزده است . در این کتاب ناگفته هایی از جنگ بیان شده که تاکنون کسی از آنها حرف نزده است .

من با کتاب ( دا ) زندگی کردم و به موازات لحظاتی که در کتاب بیان شده خود واقعی‌ام را پیدا کردم.

 

نظر شما

ماهنامه فرهنگی ، هنری ، اجتماعی ذهن آویز با تلاش جمعی از فرهیختگان و صاحبنظران جامعه در صدد است تا با رویکرد سلامت محور به مسائل جامعه بپردازد. این ماهنامه ، 28 ام هر ماه به صورت تمام الکترونیک از طریق وبگاه www.zehnavizonline.ir با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر می شود.خوشحالیم قدمی هرچند کوچک برای سلامت جامعه بر می داریم.

ذهن آویز

 

ما از کوکی ها برای بهبود وب سایت استفاده می کنیم. برای مشاهده اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به سیاست کوکی ها. من در سایت از کوکی ها استفاده می کنم. قبول کردن