گفت و گوي اختصاصي با باني هيئت امام حسي

08 آذر 1398
نویسنده:  

به مناسبت روز عاشورا و تاسوعا در شهريور ماه در  اين شماره از ماهنامه  گفت و گويي داشتيم با يکي از باني هاي صاحب نام شهر جديد پرديس جناب آقاي احمد گودرزي .

 

ضمن عرض خوش آمد گويي به ايشون خواستار معرفي خودشون شديم.

سلام عرض ميکنم خدمت همه‌ي ذهن آويزي هاي عزيز

بنده احمد گودرزي هستم حدودا 25 ساله که  خدا توفيق اينو به بنده داده باني هيئت امام حسين باشم .

از چه سني اين کار رو شروع کردين ؟

ببينيد من از بچگي داخل هيئت بزرگ شدم و به همراه خانواده تو مراسم ها شرکت ميکردم .

ولي از سن 20 سالگي که حدودا 25 سال پيش ميشه  با چندتا از دوستام تصميم گرفتيم که يک هيئت کوچيک تو اين شب ها راه بندازيم . از اون موقع من مشغول اينکار (باني بودن) شدم  که شکر خدا و با کمک خود امام حسين  اتفاق افتاد و سال به سال بزرگتر و بزرگتر شد تا امروز که به نام هيئت محبين الرضا ميشناسيدش .

فلسفه ي اين که شروع به اينکار کردين چي بود؟

ببنيد ما از بچگي هيئت ميرفتيم ولي حس و حال و مفهوم امام حسين رو متوجه نميشديم . با گذشت زمان که درک کرديم و کلا امام حسين و شور و حال محرم رو فهميديم ،

وقتي با چشم خودمون شفا گرفتن بيمار هايي که دکترا ردش کردن و ديديم ديگه به اين شب ها ايمان آورديم و کل وجودمون و گذاشتيم تا برپا کننده هيئت ها باشيم چون هيچ چيز بهتر اين حال و هوا تو اين شبا در دنيا نيست در واقع اين شب ها حکم تسکين درد را  براي مردم پرمشغله  دارد. با اينکه فوق العاده هيئت داري کار سختيه ولي بدليل اينکه  راهيه براي ارتباط مردم با ائمه و خالي شدن احساساتشون هرسال پر قدرتمند تر از سال پيش ميريم جلو .

ميشه حس و حال  اين شب هارو وصف کنيد ؟

نميشه گفت حسه  درواقع دليه کسي که واقعا از صميم قلب اين امامارو دوست داره و بهشون وصل ميفهمه چي ميگم .

اگرم به قول شما حس باشه قابل وصف نيست

فقط ميتونم بگم يک حس خيلي خوبيه که منحصر به فرد .

تو چند سالي که برپا کننده هيئت بودين تا حالا شده يکسال کم بيارين و پا پس بکشين؟

ببينيد اين کار يک انرژي يه آدم ميده که در کل سال اصلا نميبينيم .

اصلا جايي براي پا پس کشيدن نداره يه جور تکليف از ديدگاه من . ما تو اين 10 شب خدا شاهده شبي 2 ساعت بيشتر نميخوابيم ولي صبح آنچنان پر انرژي به کارا ميرسيم که انگار 10 ساعت خوا داشتيم قربون امام حسين برم انگار چنان انرژي به آدم ميده که در حالت عادي نديديم اصلا مثلشو گاهي شده خودمون از عملکردمون ميمونيم انگار انرژي اين ده شب يه جورايي تو خونمون رفته

اين کار يک نفر نيست يه اکيپ 30 نفره شب و روز زحمت ميشن کارارو تقسيم ميکنند  از نظر مالي از نظر جاني و به نحو احسنت انجام ميدند

تنها چيزي ميشه به عنوان مانع بهش نگاه کرد مالي هست که اونم خودش جور ميشه اينکه ميگم جور ميشه يعني به ميرسه ولي خدا شاهده نميدونم چجوري يهو جور ميشه .

تا حالا خودتون معجزه رو تو اين هيئت هايي که برگزار کردين ديدين ؟

بله تا حالا دوتا شو خودم به عينه ديدم

يکيش حدود 10 سال پيش بود يک آقاي فلجي که با ويلچر مياوردنش هيئت دکترا جوابش کرده بودن و اميدي به بهبودش نبود .

يه شب تو اين شبا تو هيئت يک نور سبز رنگي ميبينه و از رو ويلچر بلند ميشه و شفا پيدا ميکنه هنوزم تو گروهمون هست يکي از زحمت کش هاي هيئت که با جون و دل کار ميکنه .

يکي ديگشم خودمم من چند سال  پيش دچار بيماري سرطان شدم وقتي فهميدم چون دختر کوچيک داشتم فقط به خدا ميگفتم چرا ؟ خدايا اگه صلاح من برم حواست به بچم باشه .

وقتي سوار ماشين شدم ناخوآگاه گريم گرفت با بغض گفتم  يا امام حسين يا ابوالفضل يعني حق من که اين همه سال نوکريتونو کردم اينه ؟

باورتون نميشه تو همون حال انگار يه نيرويي از نوک پا تا سرم وارد بدنم شد و ايمان پيدا کردم که بيماري رو شکست ميدم که خداروشکر همينم شد الان دو سال کاملا بيماري از بدنم خارج شده و دوباره سلامتيمو بدست آوردم.

در آخر چند کلمه ميگم يادآور چه چيزايي ميشه براتون ؟

امام حسين : خيلي خوب

ابوالفضل : خيلي رشيد

هيئت : همه چيزم

باني: يک وسيلس هرکسي که يک جفت کفش جفت کنه تو اين شبا بهش ميگن باني .

نظر بدهید 9  بازدیدها
برچسب ها
حانیه جهان تیغ

نظر شما

ماهنامه فرهنگی ، هنری ، اجتماعی ذهن آویز با تلاش جمعی از فرهیختگان و صاحبنظران جامعه در صدد است تا با رویکرد سلامت محور به مسائل جامعه بپردازد. این ماهنامه ، 28 ام هر ماه به صورت تمام الکترونیک از طریق وبگاه www.zehnavizonline.ir با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر می شود.خوشحالیم قدمی هرچند کوچک برای سلامت جامعه بر می داریم.

ذهن آویز

 

ما از کوکی ها برای بهبود وب سایت استفاده می کنیم. برای مشاهده اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به سیاست کوکی ها. من در سایت از کوکی ها استفاده می کنم. قبول کردن