حال خوب با طبیعت گردی

08 شهریور 1398
نویسنده:  

چندروز پیش یک برنامه تلویزیونی را تماشا می کردم ،مهمانشان یک طبیتگرد بودوحال خوب را با گشت وگذار در طبیعت تجربه می کرد.یک کوله پشتی داشت وپای پیاده.

 

به جاهایی می رفت که هیچ جاده ای نداشت وازتنها خوابیدن در دشت وکوه هراسی نداشت.از اتفاقات احتمالی ترسی نداشت و آماده رویایی با شرایط غیر قابل پیش بینی بود.درمسیر به افراد غریبه برخورد میکرد وبا آنها هم مسیر وهم صحبت می شد ودر مورد آداب ورسوم و گدشته آنها می پرسید .از معاشرت با آدمهایی که نمی شناخت نه تنها واهمه نداشت،بلکه لذت می برد.از اتفاق های پیش بینی نشده نمی ترسید ،حتی لحظه هایی که برای اولین بار رخ می داد او را هیجان زده وشاد می کرد.طوری آن را وصف می کرد که آدم هوس می کرد یکبار آن را تجربه کند.

یک لحظه به سکوت شب و آسمان زیبای پرستاره اش فکر کردم،مست لذت شدم.به چیزهای که احتمال دارد دور و بر باشد فکر کردم،ترس وجودم را فرا گرفت.به رنگ خاک روی تپه ها و نور خورشید وسایه درختان وهوای خنک ونسیم گاهگاهی طبیعت در روز تمرکز کردم ،دلم خواست  که نفس عمیقی بکشم واز ذهنم حال وهوای آنجا گذشت ،اما به تنهاییش که فکر کردم باز هم ترسیدم.

به فکر فرو رفتم، تا امروز هرجا چیزی یاد گرفتم  و هر کتابی که خواندم ،برای شاد بودن ولذت بردن قاعده و قانون هایی را  مطرح می کنند.در بین مردم هم قواعدی برای شادی هست ،مثلا یک فرد برای اینکه خوشحال باشد،باید از نظر مالی در رفاه باشد ،ماشین خوب ،خانه مجلل ،حساب بانکی پر ،لباس های برند، مسافرت های خارجی، هتل های لوکس، غذاهای گرانقیمت ،زیبایی کامل،اندام متناسب و هنر پیشه ای،  لوازم لوکس ،کیف وکفش مارک، مسافرت هوایی دیدن فیلم در سینماهای شمال شهر وخوردن غذا در رستوران های مجلل وشیک ،یا حتی کمی سختگیرانه تر ،نباید هواگرم یا سرد باشد که کلافه کننده است یا شلوغ نباشد وخیلی چیزهایی دیگر

واقعا برایم جالب است که چگونه بعضی از افراد بایدها را می شکنندوحرکت می کنندو بدنبال یکسری عادات همیشگی نیستندو از چیزهایی خرسند میشوند که فقط جدید و جالب هست       !!

معادلاتشان چگونه است؟!طرز فکرشان چیست؟!شیوه تربیتی آنان چه شیوه ای بوده است؟!چه تجربیاتی موجب شده تا متفاوت رفتار کنند؟!

وقتی بیشتر دقت کنیم متوجه میشویم که آنان گوهر وجود خودشان را شناخته اند ومتوجه شدندکه حس خوب چیزی است که به مادیات بستگی ندارد و برای تجربه کردنش فقط به حواس پنجگانه نیاز است .گوشهایشان از شنیدن صدای خش خش برگها ،شرشر آب ،ساییده شدن شن زیر پا لذت می برد.چشمهایشان از دیدن رنگهای هزار رنگ برگ وخاک و آب جادومی شود .این افراد از تجربه طعم های نو واهمه ندارند و از تغییر چارچوب های قبلی وحشت زده نمی شوند.

در حقیقت آنان کشف کرده اند که شادی درون من است ومن بالذات شادم  . غنیمت دانستن لحظات وساختن روزهای پر نشاط وخرسند از کنار هم چیدن پازل لحظه های کوچک شادی .

فکر می کنم انسان باید وابستگی خیلی کمی به داشته های مادی خودش داشته باشدتا بتواند سبک ورها سفرکند،باید توانایی  مراقبت از خودش را داشته باشد تا در صورت بروز خطر از خود مراقبت کند.همچنین اعتمادبنفس لازم است ،تا از قضاوت دیگران بخاطر خاص بودن تصمیماتش نترسد.

حال اینکه این تواناییها از قبل بوده ودر این راه استفاده شده یا اینکه در همین مسیر بمرور آموخته شده است ورشد کرده هم جای بحث دارد.روحیه کنجکاوی وریسک پذیری هم لازم است تا فرد را برای قرارگرفتن در این موقعیت ها ترغیب و آماده کند.

البته بر کسی پوشیده نیست که تعداد این افراد اندک است و این خصوصیت فراگیر نیست.با توجه به شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه امروز ما چیزی که اهمیت دارد این است کهجامعه برای بقا به نشاط ورضایت روانی نیاز دارد .به همین دلیل با توجه به محدودیت ها وممنوعیت ها،بهتر است فرهنگ اجتماع  ما به سمت  وسویی برود تابه جای مسافرت های طولانی با هزینه زیاد که به وقت آزاد  طولانی نیز نیاز دارد،به خرده مسافرت های روزانه روی بیاورند تا با مبلغ اندک وصرف زمان کوتاه نتیجه مطلوب را کسب کنند. 

امیدوارم که طبیعتگردی ساده،بدون نوشابه وظرف یکبار مصرف یک فرهنگ شود وهمه این حس جداشدن از شهرهای آهنی ومکانیکی را ترجیح بدهند. 

نظر شما

ماهنامه فرهنگی ، هنری ، اجتماعی ذهن آویز با تلاش جمعی از فرهیختگان و صاحبنظران جامعه در صدد است تا با رویکرد سلامت محور به مسائل جامعه بپردازد. این ماهنامه ، 28 ام هر ماه به صورت تمام الکترونیک از طریق وبگاه www.zehnavizonline.ir با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر می شود.خوشحالیم قدمی هرچند کوچک برای سلامت جامعه بر می داریم.

ذهن آویز

 

ما از کوکی ها برای بهبود وب سایت استفاده می کنیم. برای مشاهده اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به سیاست کوکی ها. من در سایت از کوکی ها استفاده می کنم. قبول کردن