حال خوب بهاری

13 خرداد 1399
نویسنده:  

انسا نها علیرغم این که گونه خاصی از جانداران هستند، بدلیل تفکرشان به دسته های متفاوتی تقسیم می شوند.

آدم های راضی و ناراضی، آدم های شاد و غمگین، آدم های عصبانی و آرام.

به این فکر کردم که چگونه انسا نها به این حد از تفاوت می رسند.! بنظر شما در زندگی آن ها چه تغییرات اساسی رخ می دهد که علیرغم وجود سرزمین یکسان برای تولد و جامعه ای یکی برای زندگی کردن، این همه تفاوت رفتاری از کجا می آید؟

بیشتر که دقت میکنم، می بینم تفاوت در نوع نگرش انسانها به زندگی شان، باعث تفاوت در رفتارهای شان می شود. وقتی سراغ آدم های راضی می روی، متوجه می شوی که خدا را شکر می گویند و راضی به رضای خدا هستند.آیا زندگی آ نها هما نگونه که توقع داشته اند، زیسته اند؟! واقعا همانطور که آرزو میکرده اند، زندگی شان رقم خورده است؛ که اینگونه شکرگذارند؟ آیا روزگار به همان دل انگیزی است که در رویاهای شان می دیدند؟ آيا روزگار با آ نها در سال جديد همراهند؟

مسلما نه. وقتی پای حرفهایشان می نشینی، ردی از مشکلات هم در زندگی شان هست، گاهی هم اندوه دارند و چشمهای شان تر می شود، اما در نهایت می گویند :“خدا را شکر.

بنظرشان بهترین کار شکرگذاری است، بخاطر آنچه تا بحال به آنها داده شده است. چیزهای زیادی وجود دارد که ارزش شکر و سپاس را دارد. بنظرم آ نها نیمه پر لیوان را می بینند و یاد گرفته اند که چگونه با آنچه در اختیار دارند زندگی کنند. در حقیقت آنها توانایی دارند که داشته هایشان را بجای خواسته های شان جایگزین کنند. این نقطه دل انگیز و آرامبخش، پذیرش است. همانجایی که تو می توانی فقط با آنچه در اختیار داری زندگی کنی و از آن بیشترین بهره را ببری. حال هرچه هست، زمان و مکان و پول و خانواده و محیط و جامعه و دوست و یا هر چیز دیگری که در اختیارات قرار گرفته است.

اما آدم های ناراضی همیشه به دور دست ها نگاه دارند، فکر میکنند که دائم باید از مرحله ای به مرحله بالاتر رفت و نباید توقف کرد. آنها آن مقدار که برای رسیدن به مرحله ای از حرفهای شان تلاش میکنند،

وقتی به آن دست پیدا میکنند از آن لذت نمی برند.

یعنی آنقدر که خرج میکنند، بهره نمی برند. چون فرصت تجربه طولانی وکافی احساس رضایت را ندارند و باید به مرحله بعد بروند. دنیا برای آن ها روی دور تند است و عجله دارد. آ نها از پاهای خسته خود ناراضی اند، از نرسیدن ها خسته اند و انگار روزگار برایشان طعم و مزه ندارد. گویی تلاش مستمر روحشان را آزرده است. سراغ آدم های شاد که می روی، متوجه می شوی، پشت لبخند قشنگ شان گاهی هم پرده ای از ناراحتی وجود دارد، اما آنان بلد هستند که پرده ناراحتی را کنار زده و با پنجره لبخند با دنیا ارتباط برقرار کنند. آد مهای شاد کی سوال را در ذهن من ایجاد کردند، آیا درک آ نها از محیط شان به گونه ای ست که همه چیز را در نهایت شادی می بینند!؟

یا این که نه! واقعا نیازهای شان ارضا می شود و به شادی و احساس خوب دست می یابند؟!

دقت که میکنم، متوجه می شوم که آ نها مثل یک ماهیگیر هستند، قلابی دارند و در کنار دریای عمیق

زندگی منتظر می نشیند تا فرصتی دست بدهد و شادی را صید کنند، یعنی شادی هیچ وقت قدم زنان نمی آید و درب خانه آ نها را بزند و در آغوش شان بپرد، بلکه این انسان های شاد هستند که شادی را شکار میکنند. آن ها طمع ندارند و بدنبال شادی های بزرگ نیستند، بلکه شادی های کوچک نیز حالشان را خوب میکند. در پایان روز که نگاه میکنی، می بینی سبد حال شان پر از شادی های ریز و کوچک

است،کوچک است اما بهرحال پر از شادی است. و این سبد است که آنها را از دیگران متمایز میکند و موجب حسرت و تعجب دیگران میشود.

پس آدم های شاد، آدم های قانع و گوش بزنگی هستند و فرصت ها را از دست نمی دهند و به طمع دست یافتن به بیشترها و بالاترها، اندک ها را نادیده نمی گیرند. شاید این کوچکها، آسمان آبی یا صدای یک پرنده یا سلام یک دوست یا به موقع رسیدن سر کار یا لبخند یک رهگذر باشد. اما بهرحال شادی است.

اما آدم های غمگین، برعکس هستند شادی های کوچک را بی اهمیت و مسخره می بینند و فکر میکنند شادی باید آنقدر بزرگ باشد تا قلب آ نها را بلرزاند و آنقدر خاص باشد که تنها به آن ها اختصاص یابد که این اغلب معمولا دور از دسترس است.

همنشین آدم های آرام که می شوی، دنیای غوغا هم باشی، برکه ای آرام می شوی بی توقع و ساده، بدون حاشیه، در پی آرامش هستند. معمولا کارهایشان را خودشان انجام می دهند و بارشان را بر دوش دیگران نمی اندازند.ا ز تنش دوری می کنند و معمولا پایان دهنده به بحث و جدل ها هستند.

راستی چرا اینگونه اند؟ آیا همه سهم شان از زندگی را گرفته اند؟ آیا دل بی غم در این عالم را دارند؟ آیا از پس همه کارها بر می آیند؟ یا نیاز به هیچ کمکی از سوی دیگران ندارند؟! قطعا اینطور نیست.

حتما کم وکاستی هایی در زندگی دارند، حتما جایی از روزگار تنهایی از پس کارها برنیامدند. حتما در بعضی شرایط اگر دیگران کمک میکردند، اوضاع بهتر میشد. اما آ نها یاد گرفته اند که مستقل باشند. کارهای شان را تا آنجا که میشود، خودشان انجام میدهند و مسئولیت خودشان و امور زندگی خود را به عهده میگیرند. آنها خوب می دانند که هر کسی در زندگی خود مشکلاتی دارد و شاید نتواند به آ نها توجه لازم را داشته باشد و کمکی کند. آدم های آرام بی ادعا بودن را خوب بلدند.

اصطلاحا نان بازوی خویش را می خورند و منت حاتم طایی نمی برند.

اما به آدم های عصبانی که می رسی، دنیا داغ و پر آشوب میشود.آ نها از همه چیز و همه کس توقع دارند. بنظرشان دنیا، دنیایی را به آنان بدهکار است!. عصبانی ها فکر میکنند دیگران باید کاری انجام دهند و اين در حالي است كه بايدخود را بسازند.

نظر بدهید 41  بازدیدها
برچسب ها
زهرا خوش لهجه

نظر شما

تبلیغات

   

ماهنامه فرهنگی ، هنری ، اجتماعی ذهن آویز با تلاش جمعی از فرهیختگان و صاحبنظران جامعه در صدد است تا با رویکرد سلامت محور به مسائل جامعه بپردازد. این ماهنامه ، 28 ام هر ماه به صورت تمام الکترونیک از طریق وبگاه www.zehnavizonline.ir با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر می شود.خوشحالیم قدمی هرچند کوچک برای سلامت جامعه بر می داریم.

ذهن آویز

 

ما از کوکی ها برای بهبود وب سایت استفاده می کنیم. برای مشاهده اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به سیاست کوکی ها. من در سایت از کوکی ها استفاده می کنم. قبول کردن