آنا آخماتوا شاعره روس

29 شهریور 1399
نویسنده:  

از ميان شاعران سده بيستم روسيه هيچيك چون آخماتووا نداي مظلوميت مردم روسيه را اينچنين بي‌پرده و حجاب سرنداده است.

حكايت زندگي وي بازتاب صادقانه تاريخ مصيبت‌زده روس است. معاصرانش شيفته شمايلش بودند. بلندبالا و تكيده، پريده رنگ و شكيل با چشماني گودرفته و محزون و چهره‌اي فكور. نيمرخ بي‌مثالش را از بيني پرغرورش ميشد بازشناخت. كساني كه با وي ملاقات داشتند تحت تاثير رفتار پرصلابت و شاهوارش قرار مي‌گرفتند . هيچ شاعري به اندازه آخماتوا سو‍‍‍زه كارش عكاسان و نقاشان نبودند. او از تمام شاعران روس، حتي ماندلشتام و تسوتايوا كه استالين عذابشان داد، در ابراز شهامت و شهادت پرآوازه‌تر است. تبلور انديشه‌اش پس از انقلاب بلشويكي با رويگرداني از آن آميخته به نوعي شور و شهرت به اشعارش رنگ و بويي حماسي بخشيد.

آنا آندريونا گارنكو در سال 1889 درشهر"بالشوي فونتان" نزديك "ادسا" متولد شد. پدر وي تكنسين كشتي بود. وي را با نام آخماتوا  نام ايام دوشيزگي مادرش كه از تبار تاتاران بود، هم در عرصه شعر و هم در زندگي معموليش مي‌شناسند. دوران كودكي اش را در مدرسه "تزارسكي" نزديك دهكده لنينگراد گذراند. بعدها خانواده‌اش  به كيف سفر كردند و او مشغول به تحصيل در رشته حقوق شد و سپس ادبيات را در پطرزبورگ ادامه داد. در 1910 با گوميلف ازدواج كرد و در 1911 نخستين اشعار خود را منتشر نمود و در 1912 نخستين دفتر شعرش را را با نام "شبانگاه" با مقدمه اي از "كوزمين" به چاپ رساند كه توجه زيادي را به خود جلب نكرد. اما دفتر دومش "مهره‌ها" در سال 1914 و چند ماه پيش از جنگ او را به شهرت رساند و در تيراژ بالايي به چاپ رسيد. دفتر سومش"طره سفيد" در سال 1917 و دفتر چهارمش "در سال خداوندگار ما" در 1922 انتشار يافت. وي در سبك شعر از پوشكين و بلوك وحتي كوزمين پيروي ميكرد.

پس از جدايي از گوميلف همسر اولش با ولادمير كازيميروويچ شيليكو كه شاعري با قريحه بود ازدواج كرد ، اما پس از چند سال نيز از وي جدا گرديد. در سن پترزبورگ زندگي ميكرد وبعد از بلوك او را ميشد رهبر دنياي شعر و ادب دانست، هرچند كه اشعار وي بيشتر حول مسايل خصوصي زندگي خودش دور ميزد ولي به هر حال او شهرت خود را از بيان احساس از ابتدا تا انتهاي شعرش به زيبايي تمام بدست آورده بود، احساسي كه نه از سمبوليسم و نه از عرفان منشائ ميگرفت و همه جاي در واقعيت داشت و از اين حيث بر دل خواننده مي‌نشست. موضوع اشعار وي عشق است كه زيباي كارش در نحوه برخورد با موضوع و نوع پرداخت آن است. بسياري از آنها را ميتوان تغزلات دراماتيك توصيف كرد "ملاقات درشب و عزيمت درصبح ". ابياتش  به ندرت كمتر از 12 بيت است و از 20 بيت تجاوز نميكند. قطعه زير يكي از آثار وي است كه بر شهرتش افزود.

 

محبت حقيقي را نبايد با هيچ چيز ديگر

اشتباه كرد.... و او آرام است

چه حاجت سينه و سرشانه‌هايم را

به دقت در خز بپيچم،

چه حاجت با اين همه فروتني

درباره عشق سخن بگوييد.

آه كه من چه خوب با اين آغاز؛

با اين نگاه آزمندي كه در چشمان خفته است آشنا هستم!

 

و يا در قطعه ديگري ميگويد:

 

از روز عيد سنت آگرافنا به اينطرف

چارقد سرخي را نگه داشته است.

خاموش است، اما همچون شاه داوود شاد و خوشحال است،

در حجره سرد و يخ زده‌اش ديوارها سفيدند

وكسي با او سخن نميگويد.

من خواهم آمد و بر آستانه در خواهم ايستاد

و خواهم گفت: چارقدم را بده.

 

شروع جنگ تاثيرش را بر آثار و اشعار"آنا" نيز گذارد و آن لحن ساده و آرام را به لحني حماسي و قطعات سنگين تبديل كرد. گاهي در لحن اشعارش غم و يا خشم را ميتوان احساس كرد. لحني كه يادآور لحن دانته است.قطعه زير در سال 1919 سروده شده است.

 

آيا عصر ما جز اينكه در اوج و بحران درد و اضطراب خويش

بر دردناكترين زخم ما انگشت نهاده

و از علاج آن درمانده

اصولا از هيچيك از اعصار گذشته بدتر است؟

خورشيد زمين همچنان در غرب مي‌درخشد

و بام شهرها برافروخته از شكوه ميرنده اوست.

اما در اينجا مرگ به ترسيم صليب بر خانه‌ها آغاز كرده

و كلاغها را ميخواند و كلاغها در پروازند.

 

سالهاي سرد و سنگين حكومت استالين او را با آندرئي ژادانف مجري برنامه‌هاي فرهنگي متاثر از طرز فكر و ايدئولوژي استاليني طرف كرد هرچند كه آخماتوا صبوري پيشه كرد و ناله‌اي سرنداد و بخاطر پسرش  كه در گولاگ بسر ميبرد دم نزد. آخماتوا از مهاجرت به خارج از كشور سرباز زد اما نضام جديد به او برچسب( پنهنده داخلي) را زد و اشعارش را (اشرافي) خواند و بزودي پس از آنكه كميته مركزي سروده‌هايش را نكوهش كرد در سال 1946 از چاپ آن جلوگيري به عمل آورد. پسرش را سه بار دستگير و راهي زندان كردند و بسياري از دوستانش در زندانها جان باختند و يا تيرباران شدند با اين همه او دست از بيان رنج و دردهاي ملت خويش به زبان شعر برنداشت كه از آن ميان بايست به ركوئيم اشاره كرد،خاطره‌انگيزترين اثر يك شاعر روس در دوران استاليني. او در اين شعر از زبان يكصد انسان سخن ميگويد كه با دهان بسته خسته او فرياد ميزنند. در دومين موخره ركوئيم كه در سال 1940 نوشت و امروز ميليونها روس ان را حفظ هستندخويش را در زمره شاعران روسيه جاي ميدهد  و تا روزگار الكساندر پوشكين به گذشته باز مي‌گردد.

 

دوست داشتم نامشان كنم يك به‌يك آواز

دريغ كه فهرستشان توقيف و نتوان در جايي يافت

هميشه و همه‌جا به يادشان خواهم بود

فراموششان نكنم هرگز، هرچه بادا باد

 

معاصران و دوستان آخماتووا بر عنصر خودنمايي بيش از حد او در شعرخواني‌هايش و برخوردهاي  شخصي و همچنيني نگراني جدي‌اش در كنكاش آنچه كه پس از مرگ درباره اش خواهند نوشت، انگشت ميگذارند. آخماتووا زندگينامه نويسانش را زير نظر ميگرفت و روايتهاي آنان را تصحيح ميكرد.

نشر و ترجمه آثار آخماتووا سبب شد كه تني چند  از پژوهشگران با بكارگرفتن نظريه‌هاي"اسطوره فرهنگي" و "عملكرد كاريزماتيك" به شخصيت آخماتووا و زندگي ادبي او از زوايه ديگري بنگرندو به مفاهيمي چون" آفرينش ذهني" و "خودسازي و خود محوري" در شرح زندگي اخماتووا بپردازند.الكساندر ژولكوفسكي به شرح روابط آخماتووا با دوست فداكارش چوكوفسكايا ميپردازد  كه همراه با او در دفاع از شاعر به عنوان يك سمبل كرد. تحقيق اخير نانسي اندرسن كه ارزشمندترين اشعار وي را ترجمه كرده است به خواننده تفهيم ميكند كه انگيزه اخلاقي نقش اصلي را در اشعار اين شاعره انديشمند دارد.  آخماتووا در عصر نقره‌اي فرهنگ روسيه دست به قلم برد كه هر نويسنده و شاعر انديشمند و در پي كسب ازادي را به سيبريه تبعبد ميكردند و يا به نوعي زير فشار دستگاه سانسور زمان محكوم به نابودي ميگشت، دوراني كه به ايام سلطه سبوليستها شهرت داشت و وي تنها ميتوانست به شكلي غير مستقيم  با استفاده از سمبلها ناگفته‌ها و حقايق واقعي را به تصوير بكشد.هرچند كه آخماتووا و نخستين همسرش نيكلاي گوميليوف و اوسيپ ماندلشتام و ولادميرناربوت و تني چند جنبشي نوظهور را بنيان نهادند كه به وضوح و شفافيت شعر اعتقاد داشتند. گوميليوف در سخنراني اش در سپتامبر 1912 از مكتبي به نام آكمئيسم نام برد كه درست مقابل سمبوليسم قرار مي گرفت. به نظر اندرسن اشعار آخماتووا" ملاحظات روشن و شفاف خصايص پيروان مكتب كلاسيك و كف نفس" را با " تلاشي سراسر رومانتيك و خودآگاهانه و اين احساس كه خود تافته جدابافته‌اي است كه بنا به سرنوشتش، يا به حكم تاريخ ميبايست در يك فاجعه دايمي زندگي كند: درهم مي‌آميزد.

اخماتووا سرسپرده پوشكين بود و پس از آنكه حق سخن گفتن يافت سلسله مقالات خود را درباره وي از جمله" مرگ پوشكين" نگاشت كه تا دهه 1970 به چاپ نرسيد. آخماتووا در مرگ پوشكين همچون وكيل مدافع به دافع از وي ميپردازد و سخن چينانش را بي آبرو ميسازد. وي در ميان انبوه جمعيتي كه در 1921 تابوت بلوك شاعر سمبوليست روس را بدرقه ميكردند با انديشه درناكآنكه بلوك آرزوي زندگي را به گور برد او را تا گورستان همراهي كرد.بلوك چند ماه قبل در سالمگر پوشكين گفته بود:" انچه پوشكين را از پاي دراورد گلوله رقيبش نبود، اختناق بود و محروميت از آزادي خلاق." در روز خاكسپاري بلوك بود كه آخماتووا مطلع شد همسرش گوميلوف را به اتهام ضدانقلابي بودن و توطئه عليه حكومت بلشويكي دستگير كرده‌اند و اندكي بعد هم او را تيرباران كردند. آن دوران سياه شاعران بسياري همچون ولاديمير ماياكوفسكي و سيرگئي ييسنين خودكشي كردند. ماياكوفسكي قبل از به گلوله بستن خود گفته بود:

 

قايق عشق

در تخاصم با زندگي و بقا

درب و داغون شده است

نگاه  كن

 جهان ارميده است

چنين بود كه تو بيدار شدي

 و با زمان و تاريخ و همه كائنات سخن گفتي

 

ييسنين هم قبل از بدار اويختن خويسن چنين نگاشته بود:

 

مرگ در اين زندگي چيز تازه اي نيست

هرچند كه زندگي نيز چنين است

 

ماندلشتام دوست نزديكش عبارتي ماندگار را در اين باره از خود برجاي گذاشت: شعر در هيچ جاي دينا به اندازه روسيه اهميت ندارد، چراكه در روسيه مردم را بخاطر آن تيرباران ميكنند." طالعي كه خود نيز بعد از سرودن شعر درباره استالين بدان دچار شد.

 در اين اوضاع و احوال و كابوس و اختناقي كه در سالهاي 1930 بر روسيه حكمفرما بود شاعره نيز به تعمق و فكر واداشت. زماني كه استالين دست از ترورها برداشت آخماتووا نيز دوباره شروع به نگارش كرد هرچند كه خود ميگويد: دستخطم تغيير كرده بود و صدايم لحن ديگري داشت" تعدادي از اشعارش در وصف دوستان شاعر و مبارزش بود. در شعري به نام" ورونژ" شهري كه ماندلشتام سه سال در آن تبعيد بود به توصيف اتاق شاعر ميپردازد.

جايي كه هيولاي وحشت و الهه هنر هر يك به گاه خويش بر آن مينگرند.

نظر بدهید 34  بازدیدها
برچسب ها
مهرک اخص

نظر شما

تبلیغات

   

ماهنامه فرهنگی ، هنری ، اجتماعی ذهن آویز با تلاش جمعی از فرهیختگان و صاحبنظران جامعه در صدد است تا با رویکرد سلامت محور به مسائل جامعه بپردازد. این ماهنامه ، 28 ام هر ماه به صورت تمام الکترونیک از طریق وبگاه www.zehnavizonline.ir با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر می شود.خوشحالیم قدمی هرچند کوچک برای سلامت جامعه بر می داریم.

ذهن آویز

 

ما از کوکی ها برای بهبود وب سایت استفاده می کنیم. برای مشاهده اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به سیاست کوکی ها. من در سایت از کوکی ها استفاده می کنم. قبول کردن