جَنگ به درگیری سازمان‌یافته، مسلّحانه و غالباً طولانی‌مدتی گفته می‌شود که بین دولت‌ها، ملت‌ها یا گروه‌های دیگر انجام شده و با خشونت شدید، گسیختگی اجتماعی و تلفات جانی و مالی زیاد همراه است.

نظم‌هاي اقتصادي تفکرات اصلي شکل‌دهنده به مجموعه‌ي اصول و عقايدي است که منجر به کنترل و انگيزش رفتارهاي اقتصادي انسان‌ها در طول تاريح بشر بوده است. بسياري از تمدن‌ها و فرهنگ‌ها با استفاده از نگرش‌ها و رويکردهاي خود، نظام‌هاي اقتصادي ويژه خود را شکل و ارتقا داده‌اند. پيچيدگي نظام‌هاي اقتصادي از زماني که کار انسان تنها شکار حيوانات بوده است تحولات شگرفي داشته و بعد از تجربه نظام‌هاي برده داري، فئودالي، سرمايه داري و... اکنون بسيار پيچيده شده‌است. در اين مطلب با استفاده از نوشته‌هاي جيم استنفورد با نگرشي ساده به تاريخ تحولات اقتصاد در تمدن‌ها مي پردازيم. جيم استنفورد پايه گذار مجمع اقتصاددانان مترقي ( progressive Economics Forum ) و داراي درجه استادي علم اقتصاد از دانشگاه کمبريج است. وي که دکتراي خود را از دانشکده نوين پژوهش‌هاي اجتماعي در نيويورک کسب کرده است ضمن همکاري نزديک با اتحاديه‌هاي کارگري کانادا، ستون اقتصادي روزنامه کانادايي The Globe and Mail را نيز بر عهده دارد.

 

در دوره‌هاي ابتدايي تمدن انسان، نظام اقتصادي پيچيدگي چناني نداشت. کار انسان عبارت بود از شکار حيوانات به منظور استفاده از گوشت، پر و استخوان‌هاي آنها، گردآوري ميوه‌هاي وحشي (همچون توت) و برپا کردن پناهگاه‌هاي ساده. اين نظام‌هاي اقتصادي مبتني بر شکار و گردآوري اغلب از نوع چادرنشين يا کوچ‌گر بودند که در هماهنگي با آب و هوا و مهاجرت حيوانات از جايي به جاي ديگر نقل مکان مي‌کردند. کارها در آنها به صورت تعاوني صورت مي‌گرفت به اين معنا که همه‌ي اعضا گروه خانواده يا ايل (ضمن تقسيم وظايف بر مبناي جنسيت و سن) غير سلسله مراتبي بودند: هيچ‌کس صاحب چيزي نبود و فراد يکديگر را استخدام نمي‌کردند. ( با اين‌که ريش سفيدان و رئيس‌ها و رهبران از اقتدار خاصي برخوردار بودن اما اين اقتدار از جايگاه اقتصادي آنها نشات نمي‌گرفت). به طور کلي، اين نظام‌هاي اقتصادي فقط به قدري توليد مي‌کردند که براي زنده ماندن اعضاي‌شان از سالي به سال ديگر لازم بود.

سر انجام انسان آموخت که مي‌تواند آگاهانه گياهان پرفايده را کشت کند و به اين ترتيب کشاورزي آغاز شد. اين باعث تغييرات متناظر در ساختار اجتماعي و اقتصادي انسان‌هاي آن دوره گرديد:

اولا امکان زندگي در اقامت‌گاه هاي دائم براي انسان فراهم شد. اين همه با ايافتن زمان کافي براي ساختن خانه‌ها و سازه‌هاي بهتر ميسر شد.

ثانيا بيشتر بودن قابليت توليدي در نظام کشاورزي در مقايسه با نظام اقتصادي پيشين به جامعه اين فرصت را داد تا مازاد اقتصادي بدست آورند: يعني مقدار محصولي بيشتر از مقداري که صرفا براي زنده ماندن توليد کنندگان کافي بود، بدسن آوردند.

ثالثا همراه با اين مازاد توليد (اضافه توليد) ، مسئله تصميم گيري درباره اينکه چگونه از آن استفاده شود نيز مطرح شد. براي اولين بار در تاريخ تکامل انسان، وجود مازاد توليد به برخي از اعضاي جامعه امکان داد تا ديگر کار نکنند. و اين معضل کاملا جديدي به وجود آورد : چه کساني ديگر در مزرعه کار نکنند؟ آنها که کار نمي‌کنند در عوض چه انجام مي‌دهند؟ و اين عده چگونه ساير اعضاي جامعه را به دادمه‌ي کار مجاب مي‌کنند؟

به اين ترتيب با استقرار در مکان‌هاي ثابت و افزايش مازاد توليد، اولين تقسيمات طبقاتي درون جامعه بوجود آمد. بر اساس اين تقسيم کار، گروه‌هاي مختلف از مردم، بنا بر پايگاه اجتماعي و رابطه‌شان با کار، نقش اقتصادي اساسا متفاوتي را بر عهده گرفتند. طي تاريخ ، نظام‌هاي اقتصادي مختلف اين مسئله بنيادي را به اشکال مختلفي سر و سامان دادند. براي نمونه :

در نظام پادشاهي، يک گروه از خواص قدرت‌مند به کنترل مازاد توليد و نحوه‌ي تخصيص مازاد بر مبناي حقوق ذاتي و موروثي مي‌پرداختند. پادشاه در راستاي کسب مشروعيت يا تحميل آن، عموما نياز به اعمال  ( وقت و بي وقت) قدرت قهريه داشت. بسياري از اين جوامع هم‌چنين بر برده داري استوار بودند، به اين شکل که دسته‌اي از مردم ( که اغلب بر اساس نژاد يا طبقه‌ي اجتماعي انتخاب مي‌شدند) باز هم با نيروي قهريه وادار به کار مي‌شدند. شايد به نظر برسد که اين مسئله تنها به دوران تاريخ باستان مربوط مي‌شود، اما بايد بدانيم که اقتصاد ايالات متحده آمريکا (قدرتمندترين کشور سرمايه داري جهان) تا کمتر از 150 سال پيش يه شکل گسترده‌اي مبتني بر برده داري بود و امروز قاچاق انسان، ميليون‌ها نفر را در سراسر جهان به بردگي مي‌کشد.

در آن زمان از مازاد اقتصادي بدست آمده به شکل‌هاي مختلفي استفاده مي‌شد : مصارف تجملاتي به دست خواص قانون‌گذار، بنا کردن عمارت‌ها و مقبره‌هاي باشکوه و مجلل ، تامين هزينه هاي ماجراجويي، جنگ و فتوحات و همچنين پيشه‌وران و اديبان و سرمايه‌گذاري مجدد بر روي فنون اقتصادي جديد و بهوبد يافته.

 

در حالي که برده‌داري و قوانين اقتدارگرا و بي واسطه از جهاتي روش‌هايي کارا و سرراست براي کنترل نظام اقتصادي و مازاد توليد حاصل از آن محسوب مي‌شدند، اما مشکلات و موانعي نيز بر سر راه قدرت آنها وجودداشت. به عبارت ديگر بردگان و اتباع غالبا دست به شورش مي‌زدند. وضعيت کار نيز به هيچ وجه خوشايند نبود : از آنجا که وجود بردگان ( به دلايل روشن) مملو از اکراه و نفرت بود، کار آنها نيازمند نظارت فعال (اغلب همراه با تنبيه) براي استخراج کار و توان توليدي بردگان بود.

سرانجام نظام اقتصادي پيچيده‌تر و کاراتري جايگزين نظام پيشين شد: نظام فئوداليسم. در اين نظام بافت پيچيده‌تري از حقوق و وظايف متقابل براي سازماندهي نيروي کار و مديريت مازاد توليد مورد استفاده قرار گرفت . کشاورزان اجازه داشتند تا در زميني که متعلق به طبقه بالاتر  بود( يعني اشراف، اربابان و اعضاي خانواده سلطنتي) زندگي کنند. آنها مي‌توانستند خود و خانوادشان را تامين کنند اما در عوض بايد بيشتر مازاد توليد خود را در قالب پرداخت سالان يا عشريه ( Tithes ؛ چيزي شبيه به خمس ) به اشراف تحويل مي‌دادند. اربابان و اشراف اين مازاد توليد را صرف تامين هزينه مالي مصارف شخصي (تجملاتي) ، ساخت قصرها، فعاليت پيشه‌وران و روحانيون، نگهداري از دستگاه‌هاي دولتي، جنگ‌ها ، و ديگر فعاليت‌هاي حاشيه‌اي مي‌کردند. در مقابل آنها مسئوليت داشتند تا از رعايايي که بر روي زمين آنها کار مي‌کردند در برابر حمله اربابان رقيب محافظت کرده و امنيت آنها را تضمين نمايند.

به تدريج با نوآوري‌هايي نظير استفاده از دام وبذر ، کشاورزي پر بارتر شد . مازاد توليد افزايش يافت و به اين شکل امکان توسعه و گسترش فعاليت‌هاي غير کشاورزي پيچيده‌تر و بلند پروازانه‌تر گرديد. از جمله آنها  ميت ونا به ظهور حکومت مرکزي قدرت‌مندتري که منابع را در اختيار دارد ، توليدات غير کشاورزي بلند پروانه مثل اولين کارگاه‌هاي توليد، ماجرارجويي‌ها و فتوحات بيشتر و... اشاره کرد.

اندازه‌گیری‌رشددرآمد‌ها، یانابرابری‌درآمدتاحدودی‌شبیه‌اسکیت‌روی‌یخ درالمپیک‌است، پرازپرش‌ها وچرخش‌های‌خطرناک، وبسیارمشکل‌تر از آن است که به نظرمی‌رسد. ( آلن رینولدز)

جرعه ای از کتاب

اقتصاد ريشه در زمين

عامل‌هاى تولید منابعي هستند که بلوک‌های ساختماني اقتصاد به شمار می‌آیند. مردم از عوامل تولید استفاده‌می‌کنند تا کالاها و خدمات توليد كنند. اقتصاددانان عوامل توليد را به چهار دسته تقسيم مي‌كنند: زمین، نیروی کار، سرمایه و کارآفرینی.

ماهنامه فرهنگی ، هنری ، اجتماعی ذهن آویز با تلاش جمعی از فرهیختگان و صاحبنظران جامعه در صدد است تا با رویکرد سلامت محور به مسائل جامعه بپردازد. این ماهنامه ، 28 ام هر ماه به صورت تمام الکترونیک از طریق وبگاه www.zehnavizonline.ir با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر می شود.خوشحالیم قدمی هرچند کوچک برای سلامت جامعه بر می داریم.

ذهن آویز

 

ما از کوکی ها برای بهبود وب سایت استفاده می کنیم. برای مشاهده اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به سیاست کوکی ها. من در سایت از کوکی ها استفاده می کنم. قبول کردن