نقش فلسفه در پیشگیری از آسیب های اجتماعی فرهنگي و اجتماعی

13 خرداد 1399
نویسنده:  

یکی از مسائل مهم در مورد نوجوانان و کودکان بالا بودن میزان خطا در تصمیم گیری آنان است.

به نوعی ساده لوحی یا مورد اغفال قرار گرفتن از سوی شیادان در شیوه تربیت فرزند است. در کشور ما به این مسئله که باید به بزرگترها احترام گذاشت و حرف آ نها را گوش کرد، دارای جایگاه والایی است و خانواد هها به این موضوعات اهمیت خاصی می دهند. همچنین پیوندهای خانوادگی و نسبت های فامیلی مثل عمو و دایی و عمه و خاله و... نیز قوی است. اینگونه برآورد می شود که افراد دارای نسبت های فامیلی قابل اعتمادتر از بیگانگان هستند و صلاح ما را می خواهند. شاید این ضرب المثل را شنیده باشید “فامیل اگر گوشت یکدیگر را بخورد، استخوانهای هم را خاک میکنند” این به این معنی است که نزدیکان صلاح یکدیگر را می خواهند و مورد احترام هستند، اگر خصومتی هم باشد. اما وقتی به آمار

نگاه میکنیم، در تجاوز به کودکان اغلب از سوی نزدیکان مورد اعتماد رخ داده است. وقتی به مسئله اعتیاد نگاه میکنیم نیز اغلب از طرف نزدیکان مورد اعتماد که رابطه آ نها با کودک یا نوجوان نیاز به بازنگری زیادی نداشته و والدین آسوده خاطر از ایمن بودن آن رابطه بوده اند. تعارف سیگار یا مواد یا قلیان برای اولین بار اتفاق افتاده است. همچنین به موضوع خیانت از سوی همسران نیز که نگاه میکنیم با همین امر مواجه می شویم، رابطه ناسالم در شرایط اعتماد به طرفین رخ داده است.

در بزرگسالی نیز در موضوع کلاهبرداری های اقتصادی به همین اتفاق روبرو می شویم، یعنی افراد ابتدا اعتماد طرف مقابل را جلب میکنند و سپس از این صمیمیت سوء استفاده میکنند. وقتی تعداد آسیب های اجتماعی ناشی از اعتماد به دیگران بالا میرود خود به خود از فضیلت بودن اعتماد به دیگران کاسته می شود و این امر تبدیل به یک رفتار اشتباه می گردد. به طوری که کم کم رفتار شکاک بودن و بی اعتمادی جای آن را می گیرد. همان طوری که در گوشه و کنار می شنویم که” به چشم هایت نیز اعتماد نکن” یا ”به هیچکسی اعتماد نکن”. افزایش میزان بی اعتمادی در جامعه کم کم موجب افزایش تفکری شبیه به پارانویا، بدبینی را در جامعه رواج خواهد داد و از روابط سالم جامعه کاسته می شود و افراد در تنهایی و بدون مشورت امکان خطاهای شان افزایش می یابد.

 

به نظر شما برای جلوگیری از این اتفاق چه میتوان کرد؟

یکی از مباحث مهم در زمینه رشد انسان مفهوم و مباحث فلسفه است فلسفه به چیستی و چرایی و معنای هر چیزی م یپردازد این که هر چیزی که معنایی دارد و چرا وجود دارد و چگونه ایجاد شده است. در حقیقت بررسی کنه و عمق هر چیز و استفاده از سوالات سقراطی در مکالمه ها بدون هراس از واکنش نامناسب احتمالی فرد روبرو شیوه ایست که می توان برای کسب آگاهی بیشتر وشناختن کاملتر مفاهیم استفاده کرد.مثلا قوانینی چون ”جمع نقیضین محال است” به افراد کمک میکند تا بتوانند ضد و نقیضهای

حرف های دیگران را پیدا کند و دچار تصمیمات اشتباه نشود. روان شناسان این مفهوم را در قالب تفکر نقاد مطرح کردند.

شیوه تفکری که قبل از پذیرفتن هر چیزی به چیستی و چرایی آن فکر میک‌ند و آن را می سنجد و جنب ههای مختلف بودن آن را بررسی میکند. معمولاً به دنبال تفکر نقاد، تفکر خلاق پدید می آید. یعنی کودکان و نوجوانان پس از سنجیدن و سنگین و سبک کردن مسائل علاوه بر راه های قبلی راه های جدیدی به نظرشان میرسد و می توانند از دریچه نگاه خودشان مسائل را حل کنند.

معمولاً جامعه ای پیشرفت میکند که اعضای آن از ابراز عقایدشان می ترسند و مورد قضاوت قرار نمی گیرند. هرچند آنچه را بیان کرده اند که مورد پذیرش سایرین باشد اما قابل احترام است. در چنین اجتماعی افراد برای خلاقیت بیشتر و تصمیمات جدیدتر از یکدیگر پیشی می گیرند. در حقیقت تا تفکر و تحلیل نباشد هیچ کاری درست انجام نمی شود و تنها راهی که می تواند ما را از تقلید و پیروی کورکورانه از عادت ها و سنت ها و حتی شایعات در جامعه نجات دهد و نسبت به انجام و ترتیب اثر دادن به سنت های خوب و درست مصمم تر کند. بیدار کردن قوه تحلیل و تفکر در وجودمان است. هرگاه فرد یا گروهی شخصی را در مورد موضوعی متقاعد کنند یا به کاری ترغیب کنند، برای تصمیم گیری درست به تفکر نقادانه و ارزیابی حرف های شنیده شده نیاز است.

 

سوالاتی که هر فردی برای تقویت تفکر انتقادی باید از خود و دیگران بپرسد :

چه کسی به نفع اش می شود ؟

چه کسی به ضررش می شود ؟

چه کسی در مورد این موضوع تصمیم می گیرد؟

چه کسی بیشترین تاثیر دارد؟

این کار چه نقاط ضعف و قوتی دارد؟

چه رویکرد دیگری را نشان می دهد؟

چه راهکار دیگری وجود دارد؟

چه چیزی جلوی راه انجام این کار قرار دارد؟

کجا اتفاقات یا شرایط مشابه الان بوده است؟

کجا بیشترین نیاز به این موضوع را دارد؟

کی این موضوع قابل قبول و کی غیر قابل قبول است؟

بهترین وقت برای عمل به این قضیه چه موقعی است؟

چرا این یک چالش یا مشکل است ؟

چرا مردم تحت تاثیر این قضیه قرار می گیرند؟

چگونه این موضوع در بقیه امور اختلال به وجود می آورد ؟

چگونه می شود واقعیت را در مورد این قضیه فهمید؟

چگونه م یشود با امنیت به این موضوع رسیدگی کرد؟

اگر هر کدام از این سوالات را وقتی با شرایط خاصی مواجه می شویم از خود بپرسیم، کمتر به مشکل بر می خوریم. بهتر است به کودکان و نوجوانان این فرصت را بدهیم که به جای تابع بی چون و چرای والدین و بزرگترها بودن، چه در منزل و چه در مدرسه و چه در اجتماع، توانایی و اجازه سوال کردن و نقد کردن و نپذیرفتن نظرات دیگران را بدهیم .در صورتی که به این شیوه رفتار کنیم؛ ممکن است ابتدا دچار یک تضاد شویم و شاید بعضی ها این خلاف سنت رفتار کردن را برنتابند و رفتار منتقدانه کودکان و نوجوانان را بی ادبی و گستاخی استنباط کنند. در حالیکه این فرصتی است برای اینکه افراد مسئولیت تصمیم گیری های خود را بپذیرند. وقتی ما افراد را کاملا مطیع تربیت میکنیم، آنها مسئولیت رفتارها و گفتارها و تصمیمات خود را نمی پذیرند و همیشه دیگران را موثر و مقصر می دانند؛ چون خودشان در آن نقش قوی نداشته اند .اگر ما افراد را مختار و قادر به تصمیم گیری تربیت کنیم هرچند تصمیمات شان مخالف نظر جامعه و ما باشد آن وقت آنها را وادار به پذیرفتن مسئولیت تصمیمات شان می شوند به کودکانمان اجازه دهیم که در مورد هرمسئله ای که پیش رو دارند فکر کنند و به دلایل وجود آن فکر کنند البته این کار را در مورد مسائل علمی کرده ایم.

 

نظر شما

تبلیغات

   

ماهنامه فرهنگی ، هنری ، اجتماعی ذهن آویز با تلاش جمعی از فرهیختگان و صاحبنظران جامعه در صدد است تا با رویکرد سلامت محور به مسائل جامعه بپردازد. این ماهنامه ، 28 ام هر ماه به صورت تمام الکترونیک از طریق وبگاه www.zehnavizonline.ir با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر می شود.خوشحالیم قدمی هرچند کوچک برای سلامت جامعه بر می داریم.

ذهن آویز

 

ما از کوکی ها برای بهبود وب سایت استفاده می کنیم. برای مشاهده اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به سیاست کوکی ها. من در سایت از کوکی ها استفاده می کنم. قبول کردن